میدان را بردیم؛ میز را هم باید ببریم

در مذاکراتی که پس از یک دوره جنگ تحمیلی تمامعیار شکل گرفته، باید با هوشیاری، وحدت و نگاه واقعبینانه وارد میدان شد.
تجربههای گذشته نشان داده است که طرف مقابل نهتنها قابل اعتماد نیست، بلکه از هر فرصت برای بازسازی توان و تحمیل شرایط خود استفاده میکند.
بنابراین، هرگونه سادهانگاری در این مقطع میتواند هزینهساز باشد.
نخست، حفظ اهرمهای فشار حیاتی است. تنگه هرمز یک برگ برنده راهبردی است و نباید مانند برخی مقاطع گذشته از آن غفلت شود. مذاکره بدون ابزار فشار، به معنای واگذاری ابتکار عمل به طرف مقابل است.
دوم، شروط تعیینشده نباید دچار تعدیل یا عقبنشینی شوند. این شروط، حاصل تجربه، هزینه و عقلانیت راهبردیاند و هرگونه کاهش یا تضعیف آنها، پیام ضعف مخابره میکند.
سوم، آتشبس نباید تمدید شود. این وضعیت باید صرفاً یک فرصت کوتاه و محدود برای رسیدن به نتیجه باشد، نه یک روند کشدار. در غیر این صورت، دشمن با خرید زمان، تجدید قوا کرده و شرایط را به ضرر ایران تغییر خواهد داد. بنابراین، یا مذاکره به نتیجه مشخص برسد یا ادامه آتشبس معنایی ندارد.
چهارم، آتشبس یکطرفه معنا ندارد. اگر طرف مقابل به تعهدات خود پایبند نبوده و آتشبس را نقض کرده است، پاسخ باید متناسب و بازدارنده باشد. یکطرفه عمل کردن، تنها به گستاخی بیشتر منجر میشود.
پنجم، حضور و همراهی مردم یک رکن اساسی است. سرمایه اجتماعی، پشتوانه اصلی در میدان مذاکره و مقاومت است و باید حفظ و تقویت شود.
در نهایت، نباید از دستاوردهای این دوره غفلت کرد. روایت درست از پیروزیها، دست برتر ایران در جنگ، موفقیتها و پیشرفتها، امید را در جامعه زنده نگه میدارد و مانع از اثرگذاری جنگ روانی دشمن میشود.
امروز بیش از هر زمان، نیازمند انسجام، هوشیاری و ایستادگی همراه با تدبیر هستیم.
✍️ رضوانی



