یادداشت

تله آتش‌بس!

با نزدیک شدن به پایان دوره آتش‌بس، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال تمدید آن افزایش یافته است.

تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان می‌دهد که آتش‌بس، الزاماً به معنای توقف تقابل نیست. در فاصله همین وقفه، نشانه‌هایی از بازآرایی، افزایش فشارهای غیرمستقیم و تلاش برای اثرگذاری در سطوح مختلف مشاهده شده است.

از تشدید جنگ روایت‌ها گرفته تا اقدامات ترکیبی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای، امنیتی و نظامی، همگی نشان می‌دهد که این وقفه، صرفاً یک توقف ساده نبوده است و نتیجه‌ی تلاش‌های امریکا و اسراییل در آشوب‌ها و جنگ شهری در ۱۸ و ۱۹ دی ماه و در جنگ رمضان خود را نشان داد.

در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آتش‌بس فعلی برای چه کسی فرصت ایجاد می‌کند؟ اگر این فاصله زمانی به بازسازی توان، تجمیع نیرو و پیگیری اهداف از مسیرهای دیگر منجر شود، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک گام به سوی کاهش تنش تلقی کرد.

از سوی دیگر، روند مذاکرات نیز نشانه‌ای از تغییر اساسی در زیاده‌خواهی‌های طرف مقابل نشان نمی‌دهد.

وقتی شکاف‌ها همچنان پابرجاست و نشانه‌ای از تعدیل مطالبات دیده نمی‌شود، تمدید آتش‌بس بدون دستاورد مشخص، بیشتر به تعویق یک رویارویی محتمل شباهت دارد تا حل‌وفصل آن.

واقعیت این است که در جریان جنگ، موازنه‌ای شکل گرفت که بسیاری آن را به نفع ایران ارزیابی کردند.

در چنین وضعیتی، هر تصمیمی که به تضعیف این موقعیت منجر شود، به هیچ وجه قابل توجیه نیست.

تجربه گذشته نشان داده است که تمدید آتش‌بس، تصمیمی خطرناک برای کشور خواهد بود و تداوم وضعیت موجود، بیش از آنکه یک فرصت باشد، می‌تواند به یک ریسک پر خطر و پر هزینه تبدیل شود. ریسکی به مراتب سنگین‌تر از جنگ رمضان!

✍️ رضوانی

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا