
نشریه آمریکایی 1945:
عملیات «خشم حماسی» که در رسانههای غربی نمایشی از اقتدار آمریکا خوانده شد، در دل خود بحرانی جدی را فاش کرد: غول نظامی واشنگتن در مرداب لجستیک و تأمین مهمات دستوپا میزند. ارقام رسمی پنتاگون نشان میدهد که تنها در چهار هفته نخست نبرد، بیش از ۸۵۰ فروند موشک تاماهاوک مصرف شد، در حالی که میانگین تولید سالانه این موشک پیش از جنگ تنها ۹۰ فروند بود. به زبان ساده، زرادخانهای که پشتوانه بازدارندگی آمریکا بود، در کمتر از یک ماه تقریباً خالی شد.
این شکاف میان قدرت آتش و توانایی بازسازی، پاشنه آشیل راهبردی واشنگتن است. زنجیره تأمین صنایع نظامی آمریکا تکمنبعی و شکننده از آب درآمده و قادر به تولید اضطراری در ابعاد یک جنگ واقعی نیست. این در حالی است که تخلیه انبارها برای نبرد در غرب آسیا، همزمان توان بازدارندگی آمریکا در سایر نقاط جهان، از جمله اقیانوس آرام، را فلج کرده است.
نکته مهم دیگر، توهم برتری فناورانه بود. آمریکاییها برای جبران کمبود موشکهای دقیق مجبور شدند به انبوهی از پهپادهای تهاجمی ارزانقیمت و فناوری تجاری روی بیاورند. این چرخش اجباری آشکار کرد که زیرساختهای صنعتی عظیم گذشته دیگر وجود خارجی ندارد.
پیام نهایی این جنگ برای پنتاگون تلخ است؛ شاید بتوانند آتش یک درگیری را بیفروزند، اما قدرت لجستیکی لازم برای تابآوری و تداوم آن را ندارند. این ضعف ذاتی، رویای هژمونی یکجانبه آمریکا در منطقه را برای همیشه به چالش میکشد.



